دیشب برای اولین بار عکس جگرگوشه ام رو به من دادند. فیلمش رو هم دیدم که جگرگوشه داشت تند و تند تکون می خورد، به همون سرعت که قلبش تاپ تاپ می کرد!
اونقدر حالی به حالی شدم که تا دو ساعت توی آسمونا سیر می کردم! خیلی خیلی خوشگل بود. فرهاد گفت اگه می دونستم اینقد ذوق می کنی زودتر می آوردمت سونو. اندازه اش 3 سانت و هفت میلیمتر و سنش 10 هفته و سه روز بود. بعد اومدم خونه و با امید زیاد کلی غذا خوردم آخه چند روز حالم خیلی بد بود و دائما هر چی می خوردم گلاب به روتون.... ولی دیشب حالم کلی خوب شد.
عکس جیگرگوشه را قراره اسکن کنم تا بزارم تو وبلاگ.
۱۳۸۸ فروردین ۲۵, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)